خواب ستاره...
Al0η€ LoV€Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
 
 

to tell the story of how great a love can be
براى گفتن داستانى که نهایت بزرگى عشق را نشان میدهد

the sweet love story that is older than the sea
داستان عشق شیرینى که عمرش از عمر دریاها نیز بیشتر است

the simple truth about the love she brings to me
حقیقتى ساده درباره عشقى که او به من هدیه داد

where do I start ?
از کجا شروع کنم

with her first hello
با اولین سلامش

she gaves new meaning to this empty world of mine
او معناى جدیدى به دنیاى پوچ من داد

there's never be another love , another time
که در آن هیچ عشق دیگرى نخواهد بود، هیچ وقت

she came in to my life and made the living fine
او به زندگى من پا گذاشت و زندگى را شیرین کرد

she filled my heart
او قلب مرا تسخیر کرد

she filled my heart with very special things
او قلب مرا توسط چیزهاى مخصوصى پر کرد

with angels songs , with wild imaginings
با آواز فرشته ها، با تصوراتى حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

she filled my soul with so much love
او روح مرا با انبوهى از عشق پر کرد

that any where I go I'm never lonely
که هر کجا بروم تنها نخواهم ماند

with her around, who could be lonely
با وجود همراهى او، چه کسى تنها خواهد ماند

I reach for her hand she is always there
من در جستجوى دستان او هستم او همیشه در کنار من است

how long does it last ?
چه مدت ممکن است (از این عشق) گذشته باشد ؟

can love be measured by the hours in a day ?
آیا عشق میتواند توسط ساعات روز اندازه گرفته شود ؟

I have no answers now but this much I can say. . .
. . .من هم اکنون هیچ جوابى ندارم اما همین قدر میتوانم بگویم که

I know I'll need her till the stars all burn away
میدانم به او احتیاج دارم تا زمانى که تمام ستاره ها میدرخشند

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 30 فروردين 1391برچسب:, :: :: توسط : γάşãற₰лƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

 
 خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود..
 
 
 As she would need to wait many hours, she decided to buy a book to spend her time. She also bought a packet of cookies.
 
 
 باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه کتاب این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید… She sat down in an armchair, in the VIP room of the airport, to rest and read in peace.
 
 اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود. تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.
 
 
 Beside the armchair where the packet of cookies lay, a man sat down in the next seat, opened his magazine and started reading.
 
 کنار دستش .اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود ..
 
 
 When she took out the first cookie, the man took one also.
 She felt irritated but said nothing. She just thought:
 “What a nerve! If I was in the mood I would punch him for daring!”
 
 وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم
 
 
 For each cookie she took, the man took one too.
 This was infuriating her but she didn’t want to cause a scene.
 
 
 هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت .دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه
 
 
 When only one cookie remained, she thought: “ah… What this abusive man do now?”
 Then, the man, taking the last cookie, divided it into half, giving her one half.
 
 
 وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سواستفاده چی چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه ونصف دیگه شو خودش خورد..
 
 
 Ah! That was too much!
 She was much too angry now!
 In a huff, she took her book, her things and stormed to the boarding place.
 
 
 اه ..این دیگه خیلی رو میخواد…خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد. در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما
 
 
 When she sat down in her seat, inside the plane, she looked into her purse to take her eyeglasses, and, to her surprise, her packet of cookies was there, untouched, unopened!
 
 وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>>
 
 
 She felt so ashamed!! She realized that she was wrong…
 She had forgotten that her cookies were kept in her purse
 
 فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی خریده بود تو کیفش گذاشته بود.
 
 
 The man had divided his cookies with her, without feeling angered or bitter.
 
 اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود
 
 
 …while she had been very angry, thinking that she was dividing her cookies with him.
 And now there was no chance to explain herself…nor to apologize.”
 
 در زمانی که
 
 اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع اون آقاهه است که داره شیرینی هاشو میخوره و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا رو نداره
 
 
 There are 4 things that you cannot recover
 
 چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست .
 
 
 The stone… …after the throw!
 
 سنگ بعد از این که پرتاب شد
 
 
 The word… palavra… …after it’s said!….
 
 دشنام .. بعد از این که گفته شد..
 
 The occasion…. after the loss!
 
 موقعیت …. بعد از این که از دست رفت…
 
 and…The time…..after it’s gone!
 
 و زمان… بعد از این که گذشت و سپری شد…


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 30 فروردين 1391برچسب:, :: :: توسط : γάşãற₰лƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

 

1. Falling in love.
-عاشق شدن.

 

۲Laughing till your stomach hurts
-خندیدن تا روده بر شدن.

 

۳٫ Enjoying a ride down the country side.
3- از یک سواری در اطراف دهکده لذت بردن .

 

۴٫ Listening to your favorite song on the radio.
-در رادیو به موزیک دلخواه گوش کردن.

 

. ۵Going to sleep listening to the rain pouring outside.
.گوش دادن به ریزش باران در حال خواب .
 

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 30 فروردين 1391برچسب:, :: :: توسط : γάşãற₰лƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
سلام.تو این وبلاگ هرچی بخواین پیدا میشه.امیدوارم مطالبش به دردتون بخوره.
موضوعات
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان alone love و آدرس yasamin18.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 495
بازدید دیروز : 1163
بازدید هفته : 2800
بازدید ماه : 2800
بازدید کل : 798894
تعداد مطالب : 373
تعداد نظرات : 540
تعداد آنلاین : 2